دیگر تاریخی حقوق بشر فرهنگی اقتصادی سیاسی
آشغابات 17:18  باکی 16:18  تبریز 15:48  آنکارا 14:18 کرکوک 15:18 Tuesday 16 March 2010 سه شنبه ۲۵ اسفند ماه ۱۳۸۸ شمسی


بیسوادی عمومی در مقامات ایران و نتایج فاجعه آمیز آن

 

آراز بیلگین

 

یکی از دلالیل عدم تفاهم در میان مردم و مقامات سیاسی ایران بیسوادی این مقامات است. با اینکه استعداد درک و تحلیل در انسان ذاتی است و وابسته سواد علمی نیست اما بشدت از ان تاثیر می پذیرد.

 

حال مقامات ایران گاها استعداد درک هم ندارند و متاسفانه عدم سواد علمی و آکادمک آنها را در نادانی مطلق فرو میبرد. عموما احساس خودکم بینی در میان افرادی که در مقابل افراد با تحصیلات آکادمیک بروز میکند باعث نوعی رقابت منفی به جای رقابت مثبت میشود. البته افرادی که سواد آکادمیک ندارند اما با مطالعه و پشتکار از خود را از اطلاعات گسترده و نامحدود علمی و بروز غنی ساخته اند را باید از این افراد استثنا کرد. اما غالب رفتار مقامات سیاسی در ایران و حکومت ایارن نشات گرفته از ضعفهای شخصیتی ایران افراد هستند.

 

رژیم ایران از اول انقلاب با مقاومت افراد آگاه جامعه مواجه شد و ضرورتا به افراد پایین و طرفداران و حامیان لمپن خود پناه برد. این کار باعث ورود افراد بی قابلیت و بیسواد و ضعیف به سیستم مدیریت کلان جامعه شد. از جمله این نیروها رفیق دوست بود که تا کلاس پنجم ابتدایی درس خوانده بود و به دلیل رانندگی اتومبیل خمینی از فرودگاه بعنوان یک نیروی وفادار وارد سیستم مدیریت شده و بعد وزیر شده بود.

 

ذات چنین افرادی اینطور است که برای حفظ موقعیت خود افراد قویتر از خود را به انواع حیله نابود و از دور خارج میکنند و برای حفظ خود تارهای عنکبوتی از خویشان و بستگان که آنها را درارتباط و وابسته به هم و مدیون هم میسازد و ترکیبی از وفاداری انتخابی و اجباری بوجود می آورد به دور خود می بافند و این است که می بینیم برادر رفیق دوست دزد از آب در می آید و یا برادر و یا فرزند فلان آقا میلیاردها دلار اختلاس و دزدی از خزانه کشور میدزدد. در این گیر و دار امعدود افرادی که با سفارش و خارج از تار وارد سیستم تار عنکبوتی میشوند چون حشرات در آن بدام می افتند و جزئی و یا خوراک آن میشوند و یا در صورت هر گونه مشکل سازی نابود میشوند.

 

انتقاداتی که بعد از ظهور خاتمی نسبت به این لشکر مقامات بیسوادی در روزنامه ها و منتقدین پدید آمد باعث اصلاح سیستم آموزش آکادمیک به نفع رفع این معزل افراد شد. سیستم برای حفظ آبروی خود و نیروهای خود اقدام به برگزاری دوره های باصطلاح جامع کرد و افراد ظاهرا با یک امتحان سیکل و با امتحان دیگر دیپلم و با امتحان دیگر کارشناس و با تحقیق یا پایان نامه ایی خریداری و یا مسروقه کارشناس ارشد و با مدارک جعلی دکتر شدند.

 

این حرکت البته لباسی آبرومندانه به تن مقیدان رژیم کرد اما با شروع بهخ رقابت این دکتران و مهندسان یکشبه دست به رسواسازی یکدیگر زدند و بازار افشای کیفیت مدارک تحصیلی آقایان و بعد تکذیب مدارک ساختگی و ادعایی آکادمیک آنها از سوی مراکز علمی خارج و گاها داخل منظره خنده داری از چهره علمی رژیم بوجود آورد.

 

عاقبت رژیمهای اعتقادی بیش از این نمیتواند باشد. چنین رژیمهایی بدلیل ذات غیر طبیعی خود در مقابل روند طبیعی توسعه جامعه مقاومت نشان میدهند و خواسته و یا ناخواسته با وجود کند کردن توسعه جامعه برای مدتی محکوم به نابودی میشوند و نابود میشوند. در رژیم فعلی ایران بیش از آنچه مقام علمی اهمیت داشته باشد بیشتر وفاداری به عنکبوت بزرگ مهمتر از هر چیزی است. و البته این وفاداری در غالب مذهبی با عبارت "اعتقاد و التزام" ذکر میگردد. نوعا شخص نیازی به وفاداری به قانون اساسی و اصل "مترقی" ولایت فقیه ندارد باید مثل مشایی به عنکبوت احمدی نژآد وفادار باشد تا حتی از قهر و غضب عنکبوت بزرگتر و یا کوچکتر هم در امان باشد.

 

من یک پسر دایی دارم که زن و کودک از دست تجاوزگرش در امان نبودند. وی به محلی دیگر نقل مکان کرد و نوحه خوان شد. زیر قبای نوحه خوانی تا پایان جنگ خود را از لو رفتن وضعیت سربازی فراری در امان نگاه داشت تا اینکه جنگ تمام شد و داوطلبانه خدمت سربازی رفت. بنده روزی را در حال تماشای فیلم سوپر دیدم. گفتم شما که تا حالا سرنوشت خیلی ها را با این گرفتن همین فیلم به نابودی کشانده ایی خودت چرا مگر نه این که امام صادق میفرماید هر که درون و بیرونش یکی نباشد منافق است؟ در جوابم حرف جالبی زد: اولا که منافق خودتی! دوما "قالیبدی کی کیم باخا" (نگاه کننده داریم تا نگاه کننده)! حالا این نمونه منطق با ویژگی اکثریت قریب باتفاق کادر رژیم مطابقت میکند. مشایی را که به پیامبر اهانت میکند عزیز میدارد و اعلمی را محکوم میسازد. یکی را به جرم اعتراض در رزو عاشورا میکشد و دیگری را پاس میدارد  چون به توهین  کننده هم مربوط میشود که چه کسی توهین میکند. بد دهنی در اسلام حرام است.  مرتکبین آن محکومند اما خامنه ایی خیلی راحت الفاظی مثل فلان فلان شده به زبان می آورد چون در ایران این بدی نیست که جرم است بلکه این شخص و موقعیت اوست که عمل بد را بد و یا نیک می نماید. خود عمل بد جرم نیست بلکه این مرتکب آن است که جرم بودن و یا جرم نبودن آنرا مشخص میکند.

 

قتل و تجاوز جرم است. زنا جرم است! اما این قانون اسلام است نه قانون رژیم لذا زنا، قتل و تجاوز زمانی جرم است که مرتکبین آن جزء رژیم نباشند. این است که سعید مرتضوی مجرم نمیشود ولی یک کرد در فلان کوره دهات به همان جرم اعدام فوری میشود. معترض به رژیم بجرم اعتراض در روز عاشورا ظرف سه سوت اعدام میشود اما مشایی مورد حمایت قرار میگیرد.

 

امروز مشکل جامعه ایرانیان اشخاص هستند که با تعبیر و مصادره قانون بنام اعتقاد به اشخاصی چون خامنه ایی، محمودخان و غیره سرعنکبوتهای این عنکبوتستان هستند. نوعا قانونی که برای جامعه مشکل ایجاد کند عقلا و منطقا باید اصلاح و رد گردد اما این موضوع بدلیل خطری که برای عنکبوتها ایجاد میکند به اعتقادات پیوند میخورد و موجود انسانی را بعنوان بلندگوی خدا و کلام او را کلام الهامی از غیب به زبان شخص میکند و معترض به شخص و انسان را محارب با خدا و حاکمیت خدا میخواند و با سه سوت اعدام میکند.

نسبت دادن خود و کلام خود بخدا و به مهدی که هیچ گاه با صدای خود از شخص مدعی برائت نخواهند جست راحت است. این افراد عنکبوت عملا با پیوند زدن خود دستان خود به دستان خدا ومهدی و دهان و لبد و چشم  و مغز خود به خدا و مهدی انسان وانسانیت را در مقابل انتخابی انتحاری قرار میدهند. انسان ها در ایران برای به پایین کشیدن موجودات انسانی مجرم از اریکه قدرت مجبورند با بالاترین نقاط اعتقادی برخورد داشته باشند و فاجعه عظیم جنگ با خدا و سنن دینی و اعتقادی اسلام  و تشیع را تجربه کنند

بازگشت به صفحه اول

اخبار مقالات
مقالات
آرشیو مقالات
ویدئوها
آرشیو ویدئوها
لینکها
آرشیو لینکها