دیگر تاریخی حقوق بشر فرهنگی اقتصادی سیاسی
آشغابات 06:21  باکی 05:21  تبریز 04:51  آنکارا 03:21 کرکوک 04:21 Friday 19 March 2010 جمعه ۲۸ اسفند ماه ۱۳۸۸ شمسی


 


مطرح شدن جدی مساله قارا باغ

ماشااله رزمی


دیمیتری مدودوف رئیس جمهور روسیه روز بیست یکم اکتبر بعد از دیدار با سرژ سرکسیان رئیس جمهور ارمنستان در ایروان اعلام کرد که بزودی اجلاس سران آذربایجان ، ارمنستان وروسیه برای حل مساله قاراباغ درمسکو تشکیل می شود وی اضافه کرد که بعد از وقایع گرجستان همه متوجه شده اند که مسائل مناطق مورد اختلاف باید با نظارت بین المللی و از راههای صلح آمیز حل شود و اکنون سران آذربایجان و ارمنستان برای حل مناقشه قاراباغ علاقه نشان می دهند.


پیش از مدودوف نیز آنتونی فرید معاون وزارت خارجه آمریکا اعلام کرده بود که قبل از پایان سال جاری روسای جمهور آذربایجان و ارمنستان برای حل مساله قاراباغ در آمریکا دیدار خواهند کرد .

حال این سئوال پیش می آید که چه عواملی باعث شده که آمریکا و روسیه برای طرح مساله قاراباغ بر یکدیگر پیشی بگیرند ؟

 جنگ پنج روزه ماه اوت درگرجستان ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی را بکلی دگرگون کرده است و اکنون کلیه کشور هائی که منافعی دراین منطقه دارند برای تقسیم مجدد مناطق نفوذ و پیداکردن راههای جدید برای دسترسی به نفت و گاز حوزه دریای خزرو آسیای مرکزی  ، تحرک سیاسی خود را چندین برابر کرده اند و همین تحرک جدید شرایط مناسبی را برای حل صلح آمیزمساله قاراباغ و هفت منطقه دیگر آذربایجان که از سال 1991 در اشغال ارمنستان است فراهم کرده است و چنانکه بحران مالی بین المللی افکار عمومی جهان را مشغول نمی کرد امکان آن وجود داشت که مساله قاراباغ در رسانه های بزرگ جهان به یکی از مباحث جدی برای امنیت قفقاز تبدیل گردد .

 ازروزی که در سال 1994آتش بس بین آذربایجان وارمنستان برقرار شده است هیئتی بنام گروه مینسک متشکل از نمایندگان روسیه ، آمریکا و فرانسه برای میانجیگری و پیداکردن راه حل مساله قارا باغ تشکیل یافته است ولی طی پانزده سال گذشته کار مشخصی انجام نداده است . از نظر آذربایجانی ها این گروه بی طرف نیست و نمی تواند هم بی طرف باشد زیرا :

 1 - روسیه حامی اصلی ارمنستان در جنگ قاراباغ بوده و به اعتراف ارامنه ای که شاهد وقایع بوده اند ، روسها مشوق و طراح اشغال قاراباغ توسط ارامنه بوده اند و اشغال بیست درصدخاک آذربایجان بدون کمک نظامی روسیه غیر ممکن بوده است  . بعد از انحلال اتحاد شوروی نیز ارمنستان قراردادهای سیاسی و نظامی جدیدی با روسیه امضاء کرد و روسیه دو پایگاه نظامی خود را در ارمنستان حفظ نمود . ارمنستان تنها کشورقفقاز جنوبی است که متحد استراتژیک روسیه در منطقه محسوب می شود و تغییرات سیاسی در ارمنستان با دخالت و نظارت روسیه انجام می گیرد .

 2 - فرانسه با برسمیت شناختن ادعای قتل عام ارامنه توسط ارتش عثمانی در سال 1915 آشکارا نشان داد که  حامی رسمی سیاستهای تبلیغاتی دولت ارمنستان است . از طرف دیگر فرانسه تاریخا با ارامنه پیوند های سیاسی و نظامی داشته و در موضعگیریها ی بین المللی همواره از ارمنستان حمایت کرده است . ارامنه مهاجر بعد از جنگ جهانی اول عمدتا در فرانسه مستقر شده و هم اکنون دارای نفوذ سیاسی قابل توجهی در دستگاههای حکومتی فرانسه هستند و لوبی ارامنه در پارلمان و دولت فرانسه بسیار قدرتمند است . در سال های جنگ قاراباغ نیز داوطلبان ارمنی از فرانسه برای جنگ در قاراباغ اعزام می شدند .

3 - نزدیک به نیمی از بودجه دولت ارمنستان با کمک بلاعوض دولت آمریکا ودیاسپورای ارامنه در آمریکا تامین می شود . آمریکا از دیاسپورای ارامنه برای تحت فشار گذاشتن و مهار دولت ترکیه استفاده می کند . نظر باینکه روسیه در ارمنستان همه کاره است بدینجهت آمریکا می کوشد با حمایت های مادی و سیاسی خود کنترل یکی از جناح های دولت ارمنستان را در دست داشته باشد و برای این منظور مثل یک  حامی و مدافع تمام ارامنه عمل می کند .

 با توجه به دلایل ذکر شده ، مواضع هرسه کشور در مجامع جهانی یکسان می شود از جمله چندی پیش سازمان ملل متحد به پیشنهاد دولت آذربایجان قطعنامه ای را تصویب کرد که تمامیت ارضی آذربایجان را برسمیت می شناخت و اشغال قاراباغ توسط ارمنستان را محکوم می کرد . با کمال تاسف هرسه عضو گروه مینسک به این قطعنامه رای منفی دادند و عملا ثابت کردند که در مناقشه قاراباغ بی طرف نبوده و مدافع ارمنستان هستند .

 نظام سیاسی ارمنستان مانند جمهوری اسلامی و اسرائیل نظامی ایدئولوژیک و مبتنی بر دین است و اکثریت قریب به اتفاق مردم ارمنستان مسیحی هستند . درعوض نظام سیاسی آذربایجان لائیک ومذهب اکثریت مردم اسلام شیعی می باشد و در دورانی که کشور های مسیحی جنگ فرهنگها را بنام مبارزه با تروریسم پیش می برند ، طبیعی است که درهرمناقشه ای طرف دولت مسیحی را نگاه خواهند داشت زیرا هرسه کشور عضو گروه مینسک نیز مسیحی می باشند و علاوه بر کمک های مستقیم کشور های مسیحی به ارمنستان ، تعداد بی شمار سازمانهای کلیسائی و مبلغین مذهبی مسیحی را نیز برای کمک به ارامنه در ارمنستان مستقر کرده اند ولی هیچ کشور مسلمان بی طرف در گروه مینسک حضور ندارد .

 با آشنائی به ترکیب و سیاستهای اعضاء گروه مینسک متوجه می شویم که چرا این گروه طی پانزده سال گذشته سعی کرده است وضعیت نه جنگ و نه صلح را در منطقه قاراباغ نگهدارد ولی اکنون تغییر تعادل قوا در منطقه آنها را برای حل مناقشه قاراباغ علاقمند ساخته است . در حقیقت اکنون منافع روسیه ، آمریکا و اروپا در این نقطه با هم تلاقی می کند وشرایط داخلی آذربایجان نیز از هرجهت مناسب شده و جامعه بین المللی هم خواهان حل صلح آمیز مساله قاراباغ است . در چنین موقعیتی اگر دیپلماسی آذربایجان فعالتر بشود می تواند با مناسب ترین شرایط به حل مساله قاراباغ نایل شود .

 اروپائی ها از فردای جنگ گرجستان یکصدا اعلام کردند که گذرگاه خط لوله نفتی باکو – تیفلیس – جیهان در تیر رس روسیه قرار گرفته و نا امن شده است و باید راههای مطمئن تری برای انتقال نفت و گاز حوزه دریای خزر به اروپا ایجاد شود و کوتاهترین و مناسب ترین راه نیز ازطریق ارمنستان درنظرگرفته می شود که آن هم تنها با حل شدن مناقشه قاراباغ امکان پذیر می باشد . اروپا منافع تجاری قابل توجهی در قفقاز دارد و آنجارا منبع انرژی ذخیره شده برای فردای خود در نظر می گیرد روشن است که برای گسترش هرنوع تجارتی نیز صلح و امنیت لازم است و وجود کانون اختلاف بزرگی مانند قاراباغ تهدیدجدی برای گسترش تجارت اروپائی ها در قفقاز می باشد .

 علت علاقمندی آمریکا به حل مساله قاراباغ نیز روشن است . بعد از استقرار ارتش روسیه در آبخازی و اوستی جنوبی موقعیت آمریکا در قفقاز بشدت تضعیف شده است و بیم آن دارد که آذربایجا ن نیز بطور کلی از آمریکا قطع امید کرده و به روسیه نزدیک شود و بدینجهت می کوشد باکمک به حل مساله قاراباغ نفوذ خودرا در منطقه حفظ کند بر همین اساس ماتیو بریز مسئول امور اروآسیا در وزارت خارجه آمریکا طرح گروه مینسک را که مدتها بود صحبتش در میان بود علنی کرده است و پیشنهاد می کند که پرنسیپ مادرید ( خاک در مقابل صلح ) مبنای حل مساله قاراباغ بشود . خلاصه طرح بقرار زیر می باشد :

 خروج ارتش ارمنستان از قاراباغ و استقرار نیروهای حافظ صلح سازمان ملل بجای آنها 

بازگشت مهاجرین آذربایجانی به قاراباغ

بازکردن یک کریدور ارتباطی بین ارمنستان و قاراباغ ( منطقه ارمنی نشین)

برگزاری رفراندوم برای تعیین استاتوی قاراباغ ( بعد از ده یا پانزده سال )

 البته دولت ارمنستان و حکومت تحت حمایت ارمنستان در قاراباغ این طرح را ظاهرا رد می کنند ولی در نهایت چاره ای غیر از پذیرفتن آن نخواهند داشت .عبداله گل رئیس جمهور ترکیه بعد از مسافرت به ارمنستان اعلام کرد که دولت ارمنستان حاضر است مناطق اشغالی را تخلیه کند و این اظهار نظرعبداله گل  از طرف دولت ارمنستان تکذیب  نشد . اوپوزیسیون دولت ارمنستان نیزکه ازطرف آمریکا حمایت می شود علیرغم مواضع دوگانه اش خواهان حل مساله قاراباغ ازراههای صلح آمیز است پتروسیان رهبراوپوزیسیون در جریان مبارزات انتخاباتی گفته بود که ده سال پیش آذربایجان حاضر بود امتیازات زیادی بدهد تا مساله قاراباغ حل شود اکنون حاضر نیست همان امتیاز هارا بدهد و اگر امروز مساله حل نشود موضع ارمنستان بیش از پیش تضعیف خواهد شد و آذربایجان به دادن هیچ امتیازی حاضر نخواهد شد

علاقمندی روسیه به حل مساله قاراباغ نیزبعد از جنگ گرجستان مکرراتوسط مقاقمات روسی بیان شده است . دیمیتری مدودوف در مسافرت به باکو به الهام علیف تضمین داده است که روسیه حکومت ارامنه در قاراباغ رابرسمیت نخواهد شناخت و تاکید کرده است که قاراباغ مانند آبخازی و اوستی جنوبی نیست و روسیه علاقمند است که بین آذربایجان و ارمنستان میانجیگری کند تا توافق بین طرفین حاصل شود .

بخاطر موانع ایجاد شده بعد از جنگ گرجستان اکنون منافع روسیه ایجاب می کند که به حل مساله قاراباغ تمایل نشان بدهد . تمام کارشناسان سیاسی و نظامی منطقه متفق القول هستند که کلید حل مساله قاراباغ در مسکو می باشد و اگر روسها بطور جدی اقدام کنند مساله قاراباغ براحتی حل می شود .

بعد از جنگ گرجستان رابطه روسیه با پایگاههای نظامی اش در ارمنستان از طریق زمین و هوا قطع شده است . قبل از آن از راههای زمینی و راه آهن گرجستان برای رفت و آمد به ارمنستان استفاده می شد و حریم هوائی گرجستان نیز برای عبور هواپیماهای روسی آزاد بود اکنون راههای زمینی و راه آهن گرجستان برای روس ها قطع شده و همچنین گرجستان اجازه نمی دهد تا هواپیماهای روسی از فضای آن رد شوند .

ارتباط زمینی با ارمنستان از راه آذربایجان نیز امکان ندارد زیرا مرزهای آذربایجان وترکیه با ارمنستان بخاطر اشغال قاراباغ توسط ارمنستان بسته است وروسیه تنها ازطریق ایران با ارمنستان رابطه داردلذا بازشدن مرزهای آذربایجان با ارمنستان از نظر نظامی و اقتصادی برای روسیه بسیار مهم شده است . این وضع نمی تواند مدت طولانی دوام داشته باشد بویژه که ارمنستان از هرجهت به روسیه وابسته است و اگر روزی اوضاع ایران نا آرام شود و مرزهایش بسته گردد ، رابطه روسیه با پایگاههای نظامی اش و دولت ارمنستان بکلی قطع خواهد شد وموجودیت تمام ارمنستان بخطر خواهد افتاد بدینجهت ضرورتهای سیاسی و نظامی ایجاب می کند که نزدیکترین راه یعنی مرزهای آذربایجان با ارمنستان باز شود و این امر نیز ممکن نیست مگر با حل شدن مساله قاراباغ .

 ترکیه هم با پیشنهاد پلاتفرم ثبات و همکاری قفقاز، نشان داد که خواهان حل صلح آمیز مساله قاراباغ می باشد . روسیه و ترکیه تاریخا در قفقاز رقیب یکدیگربوده اند وبا اینکه ترکیه عضو پیمان ناتو می باشد اما روسیه با پلاتفرم ترکیه  برای قفقاز مخالفت نمی کند هرچند که درجریان جنگ گرجستان روابط دوکشوراندکی بحرانی شد بویژه که نفربرهای زرهی ارتش گرجستان ، ساخت ترکیه می باشد و درنمایشگاهی که هم اکنون از غنائم جنگ پنج روزه درمسکو ترتیب داده شده به غیر از آمریکا و اسرائیل از نقش ترکیه در تسلیح ارتش گرجستان نیز انتقاد می شود .

 
اشغال قاراباغ طی پانزده سال اخیربرای ارمنستان خیلی گران تمام شده است . ارمنستان از تمام پروژه های استراتژیک اقتصادی کنار گذاشته شده و بخاطر محاصره اقتصادی و بیکاری نزدیک به نیمی از جمعیت ارمنستان برای پیداکردن کار بخارج مهاجرت کرده اند حکومت ایروان از لحاظ اقتصادی در درازمدت قادر به نگهداری مناطق اشغلی نمی باشد هرچند که دیاسپورای ارامنه به ادامه اشغال اصرار ورزد . بخش عمده بودجه سالیانه ارمنستان به تسلیح و نگهداری ارتش در قاراباغ اختصاص می یابد شکوفائی اقتصادی آذربایجان و عقب ماندگی اقتصادی ارمنستان هر روز بیشتر بچشم می خورد و ارمنستان اگرهمچنان در اشغال قاراباغ پافشاری کند راه رشد را بروی خود می بندد وبیش از پیش بازنده خواهد شد .

 طرف اصلی قضیه یعنی آذربایجان نیز اکنون بیش از هر زمان دیگر به حل صلح آمیز مساله قاراباغ علاقه نشان می دهد  بویژه قدرت سیاسی قاراباغی هائی که در حکومت آذربایجان مسئولیت دارند به حل این مساله بستگی دارد  و درمیان مردم هم نوعی روحیه باز سازی بعد از جنگ بوجود آمده است . شایان ذکر است که در روزهای هشتم و نهم ماه اوت هنگامی که ارتش گرجستان وارد تسخینوالی شده بود بعضی صدا ها هم از اوپوزیسیون دولت آذربایجان و هم از اطرافیان تند رو خود رئیس جمهورآذربایجان بلند شد که خواهان حمله به قاراباغ و آزاد کردن آنجا با توسل به نیروی نظامی بودند ولی عکس العمل نظامی روسیه وشکست ارتش گرجستان خیلی زود این صداها را در باکو خاموش کرد و اکنون افکار عمومی در آذربایجان بیشتر تمایل به حل صلح آمیزمساله دارد . دربعضی روزنامه های آذربایجان هم طرح های باز سازی قاراباغ و باز گشت مهاجرین منعکس می شود و حتی از مهاجرین و داوطبان بازگشت سرشماری شده است . گفته می شود که روستای « نرگیز تپه » بعنوان پایتخت جدید قاراباغ در نظر گرفته شده که استعداد تبدیل شدن به یک شهر جدید و مدرن رادارد وحتی اگرفقط بخشی ازمهاجرین برگردند درده سال آینده ترکیب جمعیت در قاراباغ بنفع آذربایجانی هاعوض خواهد شد وهرگونه رفراندوم نیزحاکمیت آذربایجان بر قاراباغ را تضمین خواهد کرد .

 حل مساله قاراباغ ضمن تقویت غرورملی و رشد همبستگی مردم آذربایجان شمالی بر افکار عمومی آذربایجان جنوبی نیزتاثیرات مثبتی خواهدگذاشت وروحیه هویت طلبان آذربایجانی راتقویت خواهد کرد درعین حال بضررجمهوری اسلامی تمام خواهد شد زیرا جمهوری اسلامی دیگر نخواهد توانست از اختلافات ارضی آذربایجان با ارمنستان برای پیش بردن سیاستهای تشنج آفرین استفاده کند وآذربایجانی های ایران رابه اتهام دفاع از آزادی قاراباغ تحت فشاربگذارد.

 با فراهم شدن  شرایط مناسب یاد شده ، امید است که مشکل قاراباغ با پرداخت کمترین هزینه ودرکوتاهترین مدت حل گردد زیرا مجموع شرایط همواره مانند امروزمناسب نخواهد بود و وقایع پیش بینی نشده هر لحظه می توانند شرایط را عوض بکنند . حل دیپلماتیک این مساله به استقرار صلح و ثبات در منطقه کمک خواهد کرد .

 

 ماشااله رزمی بیست دوم اکتبر 2008 – پاریس


بازگشت به صفحه اول

اخبار مقالات
مقالات
آرشیو مقالات
ویدئوها
آرشیو ویدئوها
لینکها
آرشیو لینکها