بیانیه جمعی از تورکهای آذربایجان جنوبی و تورکمنستان جنوبی مقیم ترکیه در خصوص فجایع دلخراش تورکستان شرقی
میللی حرکت چهار شنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۸:
سون درس فلاکت نه دئمکدیر؟، شو دئمکدیر؛
گلمزسه اگر کندینه میللت گئدجکدیر!..
آخرین درس فلاکت چیست؟ این است؛
اگر ملت به اصل خود بازنگردد محو خواهد شد!..
سراسر تورکستان شرقی، غرق در آتش و خون و فریاد است.
طی یک هفته ای که از آغاز سلسله قیامهای ظلم ستیزانه ملت تورک اویغور در تورکستان شرقی سپری شده، براساس اظهارات شاهدان عینی، هزاران تورک بومی اویغور اعم از زن و مرد و خرد و کلان به طرز فجیعی از سوی ارتش چین و اراذل چینی تبار مهاجر، در خانه و کاشانه اجدادی خود به معنای واقعی کلمه، سلاخی شده اند.
شدت جنایات و عمق وحشیگریهای اعمال شده به حدی زیاد و ابعاد آن به قدری وسیع است که انسان چنین می پندارد که تورکان اویغور، در خانه خود، هدف حمله ددمنشانه کسانی قرار گرفته اند که در حضیض بدویتند و از هرگونه نشانه های مدنیت بدور می باشند.
فجایع در حال ادامه اخیر در پی تجمع مسالمت آمیز و حق طلبانه جمعی از اویغورها در اورومچی، پایتخت باستانی تورکستان شرقی، نگین تاریخی تورکهای جهان و قلب توران زمین، که حکومت چین نام استعماری سین کیانگ را برآن نهاده، آغاز شد. خواست به حق تظاهرکنندگان، بررسی قتل عام وحشیانه دهها کارگر اویغور اعم از زن و مرد در یک کارخانه اسباب بازی سازی در شهر گوانک دونگ واقع در جنوب چین بود که همزمان با دیدار عبدالله گل رییس جمهوری ترکیه از تورکستان شرقی، در نیمه های شب هدف حمله هزاران تن از چینی های هان تبار قرار گرفتند.
با گشوده شدن آتش سلاحهای خودکار سربازان و حمله تانکهای ارتش بسیار مجهز چین کمونیست، به مردم بی دفاع، در همان شب نخست صدها تن از تورکان مسلمان اویغور، صرفا به دلیل انجام یک تجمع مسالمت آمیز و حق طلبانه در خاک و خون غلتیدند.
براساس آخرین اخبار دریافتی، ارتباط شهرهای تورکستان شرقی بطور کامل از جهان آزاد قطع شده و اوباش چینی تبار"هان"، تحت حمایت حکومت پکن، بصورت سازمان دهی شده ای، در حال کشتار بی رحمانه تورکان اویغور و تجاوز به مال و جان و ناموس یکی از مدنی ترین ملل جهان، که از سابقه فرهنگی هزاران ساله برخوردار می باشند هستند.
کجایند آن دولتهایی که به قتل عام سال گذشته حکومت چین در تبت واکنش تند نشان داده و کوشیدند تا بازیهای المپیک پکن سال 2008 را تحت الشعاع حوادث این سرزمین قرار دهند؟!
چرا دولتهای غربی و بخصوص بسیاری از دولتهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی در برابر جنایتهای مافوق تصور حکومت چین و هان تبار در تورکستان شرقی ساکتند و واکنش ویژه ای از خود نشان نمی دهند؟!
بی تردید نسل کشی کم سابقه اخیر در تورکستان شرقی در ادامه سلسله فجایع خونینی است که از سال 1949 به دنبال ساقط شدن جمهوری تورکستان شرقی توسط حکومت پکن در منطقه روی داده و در صورت عدم عکس العمل جدی جهان آزاد آخرین آن نیز نخواهد بود.
در واقع از بدو سرنگونی جمهوری مردمی تورکستان شرقی و آغاز حاکمیت نامشروع و غیر قانونی چین بر این سرزمین وسیع و تاریخی تورک، حکومت کمونیست پکن سیطره استعماری خود را بر این سرزمین مستقر کرده و در نقش یک حکومت فاتح و استعمارگر، اقدام به غارت همه جانبه منابع طبیعی و استثمار نیروهای انسانی تورکستان شرقی نموده و ضمن کوچانیدن جمع کثیری از هانهای چینی تبار به اویغورستان، تلاش کرده اند تا بافت جمعیت بومی این منطقه را تغییر دهند. بگونه ایکه در حال حاضر اویغورها در خانه خود تبدیل به یک اقلیت نژادی شده اند.
اما این همه ماجرا نیست.
طی نیم قرن گذشته چینی ها دهها آزمایش هسته ای خود را در این سرزمین انجام داده و تفاله های تاسیسات اتمی خود را در این منطقه دفن کرده اند.
نفت و گاز منطقه تورکستان شرقی غارت شده و دیگر منابع طبیعی این منطقه نیز در ید اختیار حکومت پکن قرار گرفته است.
بعبارتی دیگر سهم مردم تورک اویغور در چین، چیزی جز فقر و فلاکت و سموم شیمیائی نبوده است.
وامصیبتا که در خلال قتل عام ملت مسلمان اویغور، جمهوری اسلامی ایران، که خود از یکسو در خلال سال 1358 تورکهای تورکمن و آذربایجان را قتل عام کرده، مجددا در سال 1386 حمام خون در آذربایجان جنوبی براه انداخته و همچنین در مناطق مختلفی اقدام به کشتار دیگر اقوام غیر فارس ایران اعم از عرب و بلوچ و قشقائی و غیره نموده و آنان را در کمال قساوت از دم تیغ گذرانده است و از سوی دیگر در فجایعی که پس از انتخابات پرتقلب و نامشروع ریاست جمهوری اخیر به وقوع پیوست صحنه هایی از آنچه را که قبلا مرتکب شده بود تداعی نموده است، نه تنها خونسردانه به قتل عام اویغورها توسط چین کمونیست، این متحد استراتژیک خود می نگرد، بلکه در لابلای اخبار رسانه های گروهی خود از اقدامات ضد بشری، ضد اسلامی و ضد تورک چینی ها حمایت می کند و اویغورهای مقتول را مسئول برانگیخته شدن خشم چینی های قاتل قلمداد می کند.
میزان سرسپردگی دیکتاتوری سیاه آپارتاید تهران به دیکتاتوری سرخ چین کمونیست واستبداد حاکم بر فدراسیون روسیه به حدی زیاد است که گویا نسل کشی اویغورها و چچنها، در نزد آنان ذره ای لایق توجه و لحظه ای قابل تاثر نیست.
اما چرا رسانه های گروهی غیر دولتی فارس، چه در داخل کشور و چه در خارج از آن در قبال قتل عام هولناک و فجایع دلخراش تورکستان شرقی اندک اعتنایی از خود نشان نمی دهند؟!
آیا اینان نیز همانند رژیم فاشیست جمهوری اسلامی ایران، به مرگ مظلومانه تورکها وقعی قائل نیستند؟!
ما امضا کنندگان این بیانیه، ضمن محکومیت شدید اقدامات جنایت بار و نژادپرستانه حکومت چین در تورکستان شرقی، با همه خانواده های جان باختگان ابراز همدردی کامل نموده و از همه رسانه های گروهی جهان مستقل، آزاد اندیشان و همچنین دولتها و سازمانهای مستقل مدعی طرفداری از حقوق بشر و آزادیهای اساسی مصرانه درخواست می کنیم که هوشیاری کاملی نسبت به فجایع در حال وقوع در تورکستان شرقی از خود نشان داده و به حکومت چین در قبال تداوم این نسل کشی سیاه هشدار دهند.
چین در حال قتل عام انسانها است.
سکوت در برابر این فجایع به معنای قتل انسانیت است.
اسامی امضاء کنندگان محفوظ است.